تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٨ - سوره القلم(٦٨) آيات ١٠ تا ١٩
موضعست از وجه بجهة تقدم آن و لهذا آن را در موضع عز و حميت استعمال كنند و انفه كه بمعنى نخوت و تكبر است از او اشتقاق نمودهاند و گفتهاند كه الانف فى الانف و فلان شامخ الانف و حمى انفه و درباره ذليل گفتهاند كه جدع انفه و رغم انفه و ارغم اللَّه انفه پس حق سبحانه از غايت اذلال و اهانت وليد بن مغيره تعبير فرمود بوسم بر خرطوم زيرا كه وسم بر وجه شين است و ذلت چه جاى آنكه با كرم موضع كه آن انفست واقع شده باشد و در لفظ خرطوم استخفاف است و استهانة است باو و نزد مجاهد معنى آنست كه زود باشد در روز قيامت وليد را بعلامت زشت نشانه كنيم كه بجهة آن در ميان كفره و فجره ممتاز باشد هم چنان كه بسبب فرط عداوت و كثرت بغض به پيغمبر در ميان اعداى او ممتاز بود يا آنكه بر وجهى صفات ذميمه او را در دنيا آشكارا كنيم و معايب او را در آخرت مشهور سازيم كه بر هيچكس مخفى نباشد و بجهة آن رسواى دنيا و آخرت گردد هم چنان كه داغ بر بينى واقع شده او را نميتوان پوشيد و هميشه ظاهر و نمايان است و از ابن عباس مرويست كه مراد از اينداغ زخم شمشير بود كه در روز بدر بر بينى او آمد و از آن باقى ماند و تا زنده بود خجلزده و منفعل بود وقتى گفته كه عرب ميگويند وسمه مسيم سوء مراد ايشان آنست كه ملصق شد عار بفلان كه هرگز از او مفارقت نكرد و از نضر بن سميل نقل كردهاند كه خرطوم بمعنى خمر است كما قال الشاعر ابا خاصر من يزن يعرف زناؤه و من يشرب الخرطوم يصبح مسكرا و تسميه آن به خرطوم بآن اعتبار است كه در اجزاى دماغ نفوذ ميكند و مخاشيم بآن مرطب ميشود پس معنى آن باشد كه زود باشد كه حد زنيم وليد را بر شرب خمر إِنَّا بَلَوْناهُمْ بدرستى كه ما آزموديم اهل مكه را ببلاى قحط بعد از آنكه ايشان را نعمت بسيار داده بوديم و ايشان كفران آن نموده و اين بلا بدعاى پيغمبر (ص) برايشان نازل شد چنان كه آوردهاند كه چون در جنگ احد اكثر اهل اسلام را كشتند و حمزه را شهيد كردند حضرت پيغمبر (ص) بسيار دلتنگ شد و تير دعا را بر كمال اخلاص نهاده بر ايشان انداخت و گفت
اللهم اشدد وطأتك على مضر اللهم ابتلهم بالسنين كسنى يوسف
بار خدايا محكم گردان برايشان گرفتن خود را و مبتلا ساز ايشان را بقحط و غلامانند قحط زمان يوسف پس حقتعالى باران را از ايشان باز گرفت و قحط و غلا بمرتبه رسيد كه اهل مكه همه استخوانهاى آدميان و چهارپايان را خوردند پس حق سبحانه ميفرمايد كه ما با ايشان معامله آزمايندگان كرديم تا بر عالميان ظاهر گردد كه ايشان متنبه باين بلا ميشوند يا نه كَما بَلَوْنا هم چنان كه آزمايش كرديم