تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥١ - سوره الملك(٦٧) آيات ١ تا ٩
قبيح چه در وادى آن بعث وجود است كه وقوع آن لا بد است وَ هُوَ الْعَزِيزُ و او است غالب در انتقام كشيدن از عصات پس هيچكس باسائه عمل او را عاجز نتواند ساخت الْغَفُورُ آمرزنده مر كسى را كه توبه كند از اهل اساءة يا بدون توبه از روى تفضل و احسان الَّذِي خَلَقَ آن خدايى كه بيافريد سَبْعَ سَماواتٍ هفت آسمان را طِباقاً مطابق يكديگر يكى بر بالاى ديگرى و اين مصدر است بمعنى فاعل مشتق از طابقت النعل اذا خصفها طبقا على طبق يا آنكه نصب او بر مصدريه باشد يعنى طويقت طبقا و جمله مفعول خلق باشد و محتملست كه جمع طبق باشد چون جبل و جبال يا جمع طبقه چون رحبه و رحاب و بنا بر اين دو احتمال مضاف محذوف خواهد بود يعنى ذات طباق در معالم از كعب احبار روايت كرده كه طبقه اول يعنى آسمان دنيا موجى است محكم شده و دوم مرمر است سفيد و سوم آهن است و چهارم روى است و بروايتى ديگر مس و پنجم نقره است و ششم زر است و هفتم ياقوت سرخ و از آسمان هفتم تا عرش هفت حجابست ميان هر حجابى صحراها و بيابانها است از نور كه نهايت آن را خداى داند و نام فرشته كه موكلست بر اين حجب قيطاطروس است بعد از ذكر خلق سماوات بيان استحكام و استقامت آن ميفرمايد بقوله ما تَرى نمىبينى تو اى بيننده فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ در آفريدن خداى مر آسمانها را مِنْ تَفاوُتٍ هيچ اختلاف و خللى و تناقصى و اعوجاجى و عدم تناسبى بلكه همه انهار است و مستقيم اند و مناسب و ملايم يكديگر و همه در كمال اتقان و احكام و اتساق و انتظام مساوى هماند بنا بر حكمت و مصلحت بدانكه تفاوت مشتق از فوتست فكان هر يك از متفاوتين چيزى از او فوت شده كه در ديگرى هست و اينجمله صفت ثانيه سبع است و نزد بعضى اين كلام مستانف است و مراد بخلق جميع مخلوقاتند و عدم تفاوت آنها در احكام و اتقان است نه در صورت و هيئت چه صورت و هيئت آنها مختلف افتادند و وضع رحمن در موضع ضمير بجهة تعظيم است و اشعار بآنكه او سبحانه امثال اين مناسبات را بقدرت باهره خود ايجاد فرموده بجهة رحمت و تفضل خود بمخلوقات و تنبيه بر سبب سلامتى آنها از تفاوت و يا ايما بآنكه در ابداع آنها نعم جليله است كه از دايره حصر و احصا بيرونست و خطاب مذكور يا راجع است برسول با بهر مخاطبى و قوله فَارْجِعِ الْبَصَرَ متعلق است بما ترى بر معنى تسبيب يعنى تو آسمانها ديده و بسيار نظر بآن كرده و هيچ نقص و خللى در آن نيافته پس ديگربار بگردان چشم را بجانب آن تا در ان هَلْ تَرى آيا ميبينى بمعاينه مِنْ فُطُورٍ هيچ شكافى و خللى و عدم تناسبى خلاصه معنى آنست كه