تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٣ - سوره الملك(٦٧) آيات ١ تا ٩
و سبب اهتداى خلقان در سير دريا و بيابان پس هر كه غير از اين سه چيز را در آن تفسير و بيان كند بتكلف اظهار چيزى نموده كه هيچ علم بآن نداشته و از محمد بن كعب نيز روايت است كه و اللَّه ما لا حد من اهل الارض فى السماء نجم و لكنهم يبتغون الكهانة و يتخذون النجوم علة بخدا كه نيست هيچ كس را از اهل زمين در آسمان ستاره كه گويد كه فلان ستاره منست و من از آن اخبار بغيب مينمايم و ليكن ايشان طلب كهانت ميكنند از جن و چيزها ميگويند و نجوم را علت و سبب آن ميگيرند و آن را منشأ غيب ميگردانند وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ و آماده ساختهايم براى شياطين جن و انس بعد از سوختن ايشان در دينى يا بعد از ضلالت و اضلال ايشان بتنجيم عَذابَ السَّعِيرِ عذاب آتش سوزان در آخرت اينكلام دالست بر آنكه شياطين مكلفاند و چون كفار اتباع شياطيناند و مطاع امر ايشان از اينجهت بعد از وعيد شياطين وعيد ايشان نيز ميفرمايد كه وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا و مر آنان راست كه كافر شدند بِرَبِّهِمْ بپروردگار خود بسبب اضلال ديوان عَذابُ جَهَنَّمَ عذاب دوزخ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ و بد جاى باز گشتنى است دوزخ مر كفار را و صفت دوزخ بذم با آنكه عقاب كفار حسن است بجهت آنست كه متضمن ضرريست كه واجبست بر همه عقلا كه از آن اتقا نمايند و بوسيله اطاعت و فرمانبردارى خود را از آن دور دارند بعد از آن بيان حال كفار مينمايد در دوزخ و ميفرمايد إِذا أُلْقُوا چون در افكنده شوند كافران فِيها در جهنم مانند انداختن هيمه در آتش عظيم سَمِعُوا لَها بشنوند مر دوزخ را شَهِيقاً آوازى مانند آواز درازگوش كه انكر اصواتست هم چنان كه آوازى كه از آتش عظيم شنوده ميشود نزد سوختن يعنى چون كفار را بدوزخ اندازند دوزخ بصوت منكر فظيع بفرياد آيد وَ هِيَ تَفُورُ در حالتى كه ميجوشد و ايشان را بر مياورد و فرو ميبرد مانند گوشت در ديك جوشان تَكادُ تَمَيَّزُ نزديك باشد كه متفرق و پارهپاره شود دوزخ مِنَ الْغَيْظِ از خشم كافران تمثيل شهيق براى شدت اشتغال دوزخ است بايشان و ميتواند بود كه مراد فرياد جماعتى باشد كه پيش از ايشان در دوزخ انداخته شده باشند يا آنكه آواز مهيب از نفسهاى خود شنوند كقوله تعالى لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ و تميز كنايت است از افراط غيض و غضب دوزخ بر كافران يقال فلان يتميز غيظا و يتقصف غضبا اذا وصفوه بالافراط يعنى دوزخ از شدت غيظ آن چنان بر آمده باشد كه نزديك باشد كه از هم بگسلد مراد شدت التهاب او است بر كفار و محتملست كه مراد غيظ زبانيه باشد كُلَّما أُلْقِيَ هر گاه انداخته شوند فِيها در دوزخ فَوْجٌ گروهى از اهل