تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٩ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
واقع شود دو است و دو كس ديگر ميبايد كه شاهد باشند و يكى ميبايد كه حاكم باشد ميان ايشان پس مجموع پنج كس باشند و ببايد دانست كه فضيلت روز جمعه بسيار است و ثواب عبادت آن بيشمار و مبالغه در اتيان نمودن بنماز آن در نهايت قصوى و عقوبت تارك آن در غايت اكثار و اخبار متعدده در اين باب از سيد ابرار و ائمه اطهار ماثور است از آن جمله حضرت رسالت (ص) آن را حج درويشان خوانده و فرموده كه
الجمعة حج المساكين
يعنى چون فقراى اهل ايمان قصد مسجد جامع كنند و نماز بگذارند حق سبحانه ثواب حج در نامه اعمال ايشان ثبت كند و نيز از او مرويست كه
اعلموا ان اللَّه قد فرض عليكم الجمعة فمن تركها فى حياتى او بعد مماتى و لهم امام عادل استخفافا لها او جحودا لها فلا جمع اللَّه شمله و لا بارك له فى امره الا و لا صلوة له الا و لا زكاة له الا و لا حج له الا و لا صوم له الا و لا تركة له حتى يتوب
يعنى بدانيد اى بندگان كه خداى تعالى جمعه را بر شما فرض كرده پس جماعتى كه ترك جمعه كنند در حيات من و بعد از وفات من و حال آنكه ايشان را امام عادل باشد بجهت استخفاف نمودن بآن نماز يا منكر آن بودن خداى جمع نكند پراكندگى او را و بركت مكناد در امر او و بدانيد كه اينكس را نه نماز باشد و نه زكاة و نه حج و روزه و نه بركت يعنى جميع اعمال بدنى و مالى او مقبول درگاه نشود تا آنكه توبه كند و بنماز جمعه اقدام نمايد و ابن بابويه از ائمه اطهار سلام اللَّه عليهم اجمعين روايت كرده كه
من ترك ثلث جمع متواليات من غير علة فهو منافق
هر كه سه جمعه پياپى ترك نماز جمعه كند بدون علتى و مانعى پس او منافق است يعنى در او مظنه نفاق است و از جابر انصارى روايت كردهاند كه هر كه سه جمعه نماز را ترك كند بيضرورتى خداى مهر بر دل او نهد و او را خذلان كند و هم از جابر منقولست كه رسول (ص) روزى از روزهاى جمعه بر منبر رفت و گفت بدانيد كه خدا نماز جمعه را بر شما واجب و متحتم گردانيد در اين سال و در اين ماه و در اينروز و در اينساعت و در اينمسجد هر كه او را واگذارد در حيات من و پس از حيات من گاهى كه امام عادل باشد خداى پريشانى او را جمع مكناد و بر كسب او بركت مدهاد و او را حج مبرور و روزه مقبول مبادا و اگر توبه كند توبه او نپذيرد و نيز مرويست از آن حضرت كه بهترين روزى كه آفتاب در آن طلوع ميكند روز جمعه است و در اين روز بود كه خداى تعالى آدم را بيافريد و اين روز بود كه او را ببهشت برد و در اين روز او را بر زمين فرستاد و در اين روز قبض روح او كرد و قيامت در اين روز قايم شود و اينروز نزد خداى يوم المزيد است و هيچ فرشته و جاندارى نباشد از وحوش و طيور و سباع و انعام و غير آن الا كه در اين روز بتسبيح خدا مشغول شود از حين طلوع تا غروب بجهت ترس وقوع قيامت در آن و اين روز نزد خدا يوم المزيد نام دارد و در او ساعتى است كه هيچ مؤمن در او دعا نكند