تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٣ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
آن بود حامل آن نشدند چه اكتفاء بحفظ كردن و خواندن آن كردند و بدانچه در وى بود نفع بر نگرفتند و عمل به آيات آن ننمودند كه آن اظهار نعت حضرت رسالت (ص) بود و اخبار بآمدن او كَمَثَلِ الْحِمارِ مانند مثل درازگوش است يَحْمِلُ أَسْفاراً در حالتى كه بر ميدارد كتابهاى بزرگ گرانبار از علوم يعنى در حمل آن رنج ميكشد و در كشيدن آن تعب بسيار ميبيند و نميداند كه آنچه در هر دو پهلوى او حمل كردهاند چه چيز است و بغير از كد و تعب نفعى و فايده باو نميرسد و ببايد دانست كه عامل در جمله حاليه معنى مثل است و ميتواند بود كه اين صفت الحمار باشد چه الف و لام او عهد ذهنى است كه در حكم نكره است نه الف لام تعريف تا مانع وصفيت بجمله شود مثل قول الشاعر و لقد امر على لئيم يسبنى و شبهه نيست در آنكه هر كه حفظ قرآن ميكند و تلاوت آن مينمايد معنى آن را تعقل نميكند و از اغراض آن اعراض مينمايد در تحت اين آيه داخل است و همچنين است هر كه مسائل علو مرا بداند و بآن عمل نكند بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ بد مثل گروهيست الَّذِينَ كَذَّبُوا مثل كسانى كه تكذيب كردند بِآياتِ اللَّهِ بآيتهاى خدا و حجتهاى او كه دالند بر صحت نبوة سيد انبيا مراد بآيات تورية و قرآن است وَ اللَّهُ لا يَهْدِي و خداى راه فلاح نمينمايد الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ گروه ستمكاران را كه بسبب عناد با خدا بنفس خود ظلم كردهاند و از طريق حق تجاوز نموده مراد آنست كه حق سبحانه بسبب عناد و طغيان مكذبان تخليه ايشان ميكند و بحال خودشان واميگذارد و الطافى كه در حق مؤمنان كرامت ميفرمايد ايشان را از آن محروم مىسازد يا آنكه در آخرت ثواب بايشان نميدهد و راه بهشت نمينمايد و بدانكه ميتواند بود كه الذين مجرور المحل باشد به آنكه صفت قوم باشد و مخصوص بذم محذوف و تقدير اينكه بئس مثل القوم الذين كذبوا بآيات اللَّه مثلهم يعنى بد مثل كسانى است كه تكذيب آيات خدا كردند مثل ايشان و يا آنكه تميز محذوف باشد و تقدير اينكه بئس مثلا مثل القوم الذين پس بنا بر تقدير اول الذين مخصوص بذم باشد و مرفوع المحل بسبب اقامت او در موضع مضاف و تقدير مضاف بجهت وجوب مماثله است ميان فاعل معرف بلام در افراد و تثنيه و جمع و تذكير و تانيث و مخصوص بذم و بنا بر ثانى و ثالث الذين مجرور المحل است به آنكه صفت قوم باشد مرويست كه رسول (ص) كتابتى بيهود مدينه نوشت كه اسلام آوريد و بنبوت من اعتراف نمائيد ايشان مكتوبى بيهود خيبر فرستادند كه محمد ما را بدين خود ميخواند و اگر در امتناع متابعت او جازميد بما اخبار نمائيد كه ما با شما متفق الكلمهايم ايشان جواب نوشتند و در آنجا تمرد و كفر خود اظهار كردند و اعلام ايشان نمودند كه نبوت بما و شما