تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٢ - سوره الحديد(٥٧) آيات ١٠ تا ١٩
در مطلق تعميم است اگر تخصيص كند بشخصى دون شخصى و تفضيل كنند وى را بر جمعى كه قبل از فتح مكه باين صفت موصوف بودند اولى و اخرى است كه بحضرت امير المؤمنين عليه السّلام تخصيص نمايند نه بغير وى هم چنان كه زعم مخالفانست براى آنكه اين دو خصلت سخاوت و شجاعت كه سبب تفضيل است از هيچكس اين مقدار شهرت نيافته كه از امير المؤمنين اما سخاوتش بمرتبه بود كه با وجود گرسنگى خود مردمان را اطعام مينمود تا آنكه در حق او اين آيه آمد كه وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً و بنزديك وى زر و نقره و سنگ يكسان بود چنان كه در خبر صحيح وارد گشته كه روزى اعرابى از او طلبى كرد وكيل خود را فرمود كه اعط الاعرابى الفا اعرابى را هزار بده و تعيين نفرمود كه از زر يا نقره وكيل گفت كه زر بدهم يا نقره فرمود كه
كلاهما عندى حجران
هر دو نزد من حكم دو سنگ دارد و آنچه اعرابى را نفع بخشد بوى ده وقايع غزوات وى از آن مشهورتر است كه در آن خلاف توان كرد و شبهه نيست در آنكه انفاق و جهاد فرع اسلام است و از مسلمات مخالفانست كه امير المؤمنين سلام اللَّه عليه در اسلام اسبق از همه كس بوده پس تخصيص آيه بوى اوليتر باشد نه بابى بكر هم چنان كه صاحب كشاف و بيضاوى از فرط عناد و عصبية گفتهاند كه نزلت فى ابى بكر لانه اول من اسلم و اول من انفق فى سبيل اللَّه و نيز بجهة مبالغه انفاق مىفرمايد مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ كيست خداوند آنكه وام دهد خداى را يعنى كه نفقه كند مال را باميد عوض تسميه انفاق بقرض بجهة آنست كه هم چنان كه قرض دينى است واجب العوض انفاق نيز امريست لازم الاجر پس منفق مانند كسى باشد كه وام دهد قَرْضاً حَسَناً وامى نيكو يعنى اگر مال خود را بطيب نفس و اخلاص در افضل جهات صرف كند فَيُضاعِفَهُ پس زياده گرداند خداى آن قرض را اللَّهَ براى او يعنى اجر او را مضاعف سازد از ده تا هفتصد يا بيشتر وَ لَهُ و مر او را بود أَجْرٌ مزدى كه اضعاف كثيره بآن منظم شده باشد كَرِيمٌ گرامى فى نفسه اگر چه مضاعف نباشد چه جاى آنكه باضعاف منظم شده باشد و آن بهشتى است كه مشحونست بانواع نعم اينكلام دالست بر افضليت اجر عمل بر عوض قرض چه عوض قرض يكيست و عوض عمل متضاعف باضعاف كثيره و علماى محققين گفتهاند كه قرض حسن آنست كه جامع ده صفت باشد يا شش اول آنكه از مال حلال باشد زيرا كه حضرت رسالت فرمود كه
ان اللَّه طيب لا يقبل الا الطيب
دوم آنكه از اموال نفيسه متصدق باشد نه آنكه ردى آن را تصديق نمايد كقوله تعالى وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ سيم آنكه محب آن مال باشد و راجى بحيوة خود زيرا كه حضرت رسول