إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٧٣٧ - كلمات الأعاظم و المؤرخين في شأن سيدنا الامام الشهيد عليه السلام
بيعت ايشان درنمىآيم، بعد از آن فرمود كه: اگر برادر من استره بردارد و بيني مرا از روى من قطع كند من سر پيش دارم و قبول كنم. و مرا از آن خوشتر آيد كه مرا به بيعت معاويه مكلّف دارد. حضرت امام حسن عليه السلام كس فرستاد و مبالغه كرد تا حاضر شد [آنگاه] فرمود كه نه پدرت وصيّت فرمود كه از سخن و طاعت بيرون نروى؟ فرمود: بلى! فرمود: من مىگويم صلح كن تا خون مسلمانان در ميان پايمال نگردد. پس به حكم برادر و طاعت او راضى شد. و صلح كرد و اين از غايت شدّت و قوّت و صلابت آن حضرت بود در دين. و آن حضرت رضى است و راست است و صاحب سداد در دين يعنى به قضا خدا راضى است در عين سداد.
الولي الحميد المجيد الوصي الحديد.
آن حضرت ولى است يعنى موصوف به ولايت است كه از صفت ائمه است، و ستوده است در اخلاق حميده، و سخى و كريم است و بزرگ است در سخاوت و كرم؛ چنانچه روايت كردهاند كه آن حضرت از كريمان مشهور بنى هاشم است و حكايات به سخاوت آن حضرت بسيار است. و آن حضرت وصى است زيرا كه هر يكى از ائمه، وصى آن امامند كه پيش از ايشان بوده و حضرت امير المؤمنين على عليه السلام هر دو برادر را، امامت داده بود به وصيت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم؛ و آن حضرت در غايت حدّت و صلابت است در دين؛ و حديد از اوصاف آن حضرت است. چنانچه در حديث وارد شده: خيار أمتي أحدّها؛ يعنى بهترين كسان از امت من حديدان و تيزانند كه به حدّت و تيزى قطع اعداى دين نمايند.
ريحانة رسول اللّه صاحب الوعد و الوعيد.
آن حضرت ريحانه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بود. و اين اشارات است بدان حديث كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرموده كه حسن و حسين دو ريحان مناند از دنيا؛ و ريحانه شخصى را به كسى گويند كه موجب