إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٢٠٦ - و منها كلام منظوم لصاحب كتاب«مناسك الحج و علامات مكة مكرمة شرفها الله تعالى - أو كتاب فتوح الحرمين در توصيفات كعبه» بالفارسية على ما في«مقدمة كتاب شرح صلوات چهارده معصوم عليهم السلام»
باز از آن غنچه خونين كفن رسته گلى تازه ترا چون سمن گلشن دين يافته زين، زيب و زين گلبن توحيد على حسين گلشن گردون و رياش بهشت در بر آن روضه نمايند زشت سر زده زان باز نهال عجب داده ثمرههاى علوم و ادب شد صدف گوهر عالى فرش ساحت شهرى كه على شد درش علم كه در روى زمين وافرست از دم عيسى نفس باقر است باز شكفته گلى از باغ او داده جلا ديده ما زاغ او بست دهان دگران راز گفت غنچه شدند آن همه و او شكفت صادق صديق به صدق و صفا ناظر و منظور به صدق و صفا باز آن گلبن عالى تبار وه چه رطب بود كه آمد ببار لآكام ولايت شده شيرين ازو يافته تمكين عجب دين ازو آنكه ببرد از دل اغيار بيم كاظم غيض است به خلق كريم باز دميد از چمن او گلى كامده روح قدسيش بلبلى خاك خراسان شده زو مشك بو خلق به آن بو شده در جستجو دم چه زنم از صفت بىحدش داده پيمبر خبر از مرقدش خلق محمد كرم مرتضى هر دو عيان ساخت على الرضا باز از آن طينت عنبرسرشت جلوهگرى كرد گلى از بهشت برد به تقوى گرو از مابقى شهرت از آن يافت به عالم تقى سر زده زآن باغ على منظرى در صف شيران جهان صفدرى زنگ زداى دل هر متقى كنيت او گشت از آن رو نقى او به تفاوت شده آئينهاى تا فكند عكس به گنجينهاى زاده از آن زبده پيغمبرى محسن احسن، حسن عسكري بحر سخا، كان وفا و كرم ساية ده طوبى باغ ارم