تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
گفت: از راهى بسيار دور، پنج سال است كه راه سپردهام تا به اينجا رسيدهام! از رنج سفر، پير و ناتوان شدهام.
گفتم: به خدا سوگند اين مشقتى بزرگ و در عين حال اطاعتى نيكو و محبتى صادقانه در پيشگاه حق است.
از شنيدن اين سخن شاد شد، لبخندى بر روى من زد و اين دو بيت را قرائت كرد:
زُرْ مَنْ هَوَيْتَ وَ انْ شَطَّتْ بِكَ الدَّارُ وَ حالَ مِنْ دُونِهِ حُجُبٌ وَ أَسْتارٌ!
لا يَمْنَعَنَّكَ بُعْدٌ مِنْ زِيارَتِهِ انَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ يَهْواهُ زُوّارٌ!
«آن كس را كه دل به او بستهاى زيارت كن، هر چند خانه تو دور افتاده باشد و حجابها و پردهها ميان تو و او جدائى بيفكند.
دورى راه هرگز نبايد مانع تو از زيارتش گردد؛ چرا كه دوست و عاشق به هر حال بايد به زيارت محبوبش رود»! «١»
آرى، جاذبه خانه خدا آن قدر زياد است كه دلهاى سرشار از ايمان را از تمام نقاط دور و نزديك به سوى خود جلب و جذب مىكند، پير و جوان، كوچك و بزرگ، از هر نژاد و قبيله، از راه دور و نزديك لبيكگويان، عاشقانه به سوى او مىآيند، تا جلوههاى ذات پاك خدا را در آن سرزمين مقدس، با چشم جان تماشا كنند، و رحمت بى دريغش را در روح خود لمس نمايند. «٢»
***