تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٢
رَحِيمٌ».
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: اين استغفار براى چيست؟ مگر آنها با اجازه گرفتن از پيامبر صلى الله عليه و آله باز گنهكارند كه نياز به استغفار دارند؟!.
اين سؤال را از دو راه مىتوان پاسخ گفت: نخست اين كه: آنها گر چه مأذون و مجازند ولى بالاخره كار شخصى خود را بر كار جمعى مسلمين مقدم داشتهاند و اين خالى از يك نوع ترك اولى نيست. «١»
و لذا نياز به استغفار دارند (همانند استغفار بر يك عمل مكروه).
ضمناً، اين تعبير نشان مىدهد: بايد تا مىتوانند از گرفتن اجازه خوددارى كنند و فداكارى و ايثار نمايند كه حتى پس از اجازه باز عمل آنها ترك اولى است، مبادا حوادث جزئى را بهانه ترك گفتن اين برنامههاى مهم قرار دهد.
ديگر اين كه: آنها به خاطر رعايت ادب در برابر رهبرشان درخور لطف الهى هستند و پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان تشكر از اين عمل براى آنها استغفار مىكند. «٢»
در عين حال اين دو پاسخ، با هم منافاتى ندارد و ممكن است هر دو منظور باشد.
البته اين دستور انضباطى مهم اسلامى، مخصوص پيامبر و يارانش نبوده است بلكه در برابر تمام رهبران و پيشوايان الهى اعم از پيامبر و امام عليه السلام و علمائى كه جانشين آنها هستند رعايت آن لازم است؛ چرا كه مسأله سرنوشت مسلمين و نظام جامعه اسلامى در آن، مطرح مىباشد، و حتى علاوه بر دستور قرآن مجيد، عقل و منطق نيز حاكم به آن است؛ زيرا اصولًا هيچ تشكيلاتى بدون رعايت اين اصل، پا بر جا نمىماند، و مديريت صحيح بدون آن امكان پذير نيست.