تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
١١١- ولى من امروز آنها را به خاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پيروز و رستگارند»!
تفسير:
با من سخن نگوئيد!
در آيات گذشته، سخن از مجازات دردناك دوزخيان بود، و در تعقيب آن، آيات مورد بحث گوشهاى از گفتگوى پروردگار را با آنها بازگو مىكند.
نخست خداوند آنها را با اين سخن عتابآميز، مخاطب ساخته مىگويد:
«آيا آيات من بر شما خوانده نمىشد، و آن را تكذيب مىكرديد»؟ «أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ». «١»
آيا به اندازه كافى آيات و دلائل روشن به وسيله پيامبرانم براى شما نفرستادم؟ آيا با شما اتمام حجت نكردم، اما شما پيوسته راه انكار و تكذيب را پيش مىگرفتيد؟!.
مخصوصاً با توجه به جمله «تُتْلى» و «تُكَذِّبُونَ» كه هر دو فعل مضارع است و دليل بر استمرار، روشن مىشود، تلاوت آيات الهى بر آنها تداوم داشته همان گونه كه تكذيب آنها در برابر اين آيات!
***
آنها در پاسخ اين سؤال اعتراف مىكنند «مىگويند: آرى چنين است اى پروردگار ما! ولى شقاوت و بدبختى ما، بر ما چيره شد، و ما قوم گمراهى بوديم» «قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ».
«شقوة» و «شقاوة» ضد سعادت است، و به معنى فراهم بودن اسباب