تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
ضخيمتر مىكند، تا آنجا كه راه باز گشت بر او غير ممكن مىشود.
اين همان چيزى است كه در ساير آيات قرآن از آن به «استدراج در نعمت» تعبير شده است. «١»
ضمناً، جمله «نُمِدُّ» از ماده «امداد» و «مد» به معنى كامل كردن نقصان چيزى، و جلوگيرى از قطع و پايان آن است.
***
بعد از نفى پندارهاى اين غافلان خود خواه، چگونگى حال مؤمنان و سرعت كنندگان در خيرات را، ضمن چند آيه بازگو مىكند و صفات اساسى آنها را تشريح مىنمايد: نخست مىگويد: «كسانى كه از خوف پروردگارشان بيمناك و نگرانند» «إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ».
قابل توجه اين كه: «خشيت» به معنى هر گونه ترس نيست، بلكه ترسى است كه توام با تعظيم و احترام باشد، همچنين «مشفق» از ماده «اشفاق» و از ريشه «شفق» به معنى روشنائى آميخته با تاريكى، به معنى خوف و ترسى است كه آميخته با محبت و احترام است.
و از آنجا كه «خشيت» بيشتر جنبه قلبى دارد، و «اشفاق» جنبه عملى را شامل مىشود، ذكر اين دو، به صورت علت و معلول در آيه، روشن مىگردد، در حقيقت مىفرمايد: آنها كسانى هستند كه ترس آميخته با عظمت خدا در دلهايشان جاى كرده است و آثار آن در عملشان و مراقبتهايشان نسبت به دستورات الهى نمايان است.
و به تعبير ديگر «اشفاق» مرحله تكامل «خشيت» است كه در عمل اثر