تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠
برنامههاى ننگين ادامه دهند: «من در گذشته به كافران مهلت دادم، تا امتحان خود را كاملًا بدهند، و بر آنها اتمام حجت شود، و غرق ناز و نعمت گردند، سپس آنها را زير ضربات مجازات گرفتم» «فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ».
«ديدى چگونه من شديدا عملشان را انكار كردم و زشتى آن را نشان دادم» «فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ». «١»
نعمتهاى آنها را گرفتم و نقمت و بدبختى به آنها دادم، حياتشان را گرفتم و مرگ در عوض آن دادم.
***
در آخرين آيه مورد بحث، چگونگى مجازات خدا را كه در جمله قبل سر بسته بود، به طور گسترده بيان شده است، مىفرمايد: «چه بسيار شهرها و آبادىها كه ما آنها را هلاك كرديم در حالى كه ظالم و ستمگر بودند» «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ».
«آنها بر سقفهاى خود فرو ريختند» «فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها».
يعنى شدت حادثه به قدرى بود كه نخست سقفها فرو ريختند و بعد ديوارها به روى سقفها!.
«و چه بسيار چاههاى پر آبى كه صاحبانش نابود و آبهايش در زمين فرو رفته بود، معطل و بى مصرف ماندند، نه كسى از آنها آبى مىكشد و نه تشنهاى از آن سيراب مىگردد» «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ».
«و چه بسيار قصرهاى پرشكوه و كاخهاى سر به آسمان كشيده و به صورت زيبا گچكارى شده، ويران گشتند» و صاحبانش به ديار عدم شتافتند «وَ قَصْرٍ