تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨
دست دادهاند و هم نور سمع و بصر را و در اين ظلمتها غوطهورند!. «١»
اما روشن است: اين سه تفسير با هم منافاتى ندارند، و ممكن است آيه ناظر به همه آنها باشد.
به هر حال، در دو آيه فوق در يك جمع بندى نهائى به اينجا مىرسيم كه:
اعمال افراد بى ايمان، نخست به نور كاذبى تشبيه شده كه همچون يك سراب در بيابان خشك و سوزان ظاهر مىشود، سرابى كه نه تنها عطش تشنه كامان را فرو نمىشناند، كه به خاطر دوندگى بيشتر آن را افزايش مىدهد.
سپس از اين نور كاذب كه اعمال ظاهر فريب منافقان بى ايمان است وارد مرحله باطن اين اعمال مىشود، باطنى هولناك مملوّ از ظلمتها و تاريكىهاى متراكم و هراسانگيز، باطنى وحشتناك كه تمام حواس انسانى در آن از كار مىافتد و نزديكترين اشياء محيط بر او پنهان مىگردد، حتى خودش را نمىتواند ببيند چه رسد به ديگران!.
بديهى است در چنين ظلمت هولانگيزى، انسان در تنهائى مطلق و جهل و بىخبرى كامل فرو مىرود، نه راه را پيدا مىكند، نه همسفرانى دارد، نه موضع خود را مىشناسد، نه وسيلهاى در اختيار دارد؛ چرا كه از منبع نور يعنى «اللَّه» كسب روشنائى نكرده، و در حجاب خودخواهى و جهل و نادانى فرو رفته است.
اگر فراموش نكرده باشيد، گفتيم: نور سرچشمه تمام زيبائىها، روشنائىها، حيات و زندگى، جنبش و حركت است، اما به عكس، ظلمت، منبع زشتىها،