تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
و نيز از قرائن موجود در آيه استفاده مىشود: اين تهمت درباره فردى بود كه از اهميت ويژهاى در جامعه آن روز برخوردار بوده است.
و نيز گروهى از منافقان و به ظاهر مسلمانها مىخواستند از اين حادثه بهرهبردارى غرض آلودى به نفع خويش و به زيان جامعه اسلامى كنند، كه آيات فوق نازل شد و با قاطعيت بىنظيرى با اين حادثه بر خورد كرد، و منحرفان بد زبان و منافقان تيره دل را محكم بر سر جاى خود نشاند.
بديهى است، اين احكام شأن نزولش هر كه باشد انحصار به او و آن زمان و مكان نداشته، و در هر محيط و هر عصر و زمان جارى است.
بعد از همه اين گفتگوها به سراغ تفسير آيات مىرويم تا ببينيم چگونه قرآن با فصاحت و بلاغت تمام، اين حادثه خاص را پىگيرى و مو شكافى نموده و در نهايت حل و فصل كرده است.
***
تفسير:
داستان پر ماجراى افك (تهمت عظيم)
نخستين آيه مورد بحث، بى آن كه اصل حادثه را مطرح كند، مىگويد:
«كسانى كه آن تهمت عظيم را مطرح كردند گروهى از شما بودند» «إِنَّ الَّذِينَ جاءوُ بِالْا فْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ».
زيرا از فنون فصاحت و بلاغت آن است كه: جملههاى زائد را حذف كنند و به دلالت التزامى كلمات، قناعت نمايند.
واژه «افك» (بر وزن فكر) بنا به گفته «راغب» به هر چيزى گفته مىشود كه از حالت اصلى و طبيعيش دگرگون شود، مثلًا بادهاى مخالف را كه از مسير اصلى، انحراف يافته «مؤتفكه» مىنامند، سپس به هر سخنى كه انحراف از حق