تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢
را به نيكى پاسخ دهند، اينجاست كه شور و غوغائى از درون وجدان آنها برمىخيزد، و شخص بد كار را سخت تحت ضربات سرزنش و ملامت قرار مىدهد، و در مقايسه او با طرف مقابل، حق را به طرف مىدهد، و همين امر، در بسيارى از موارد، سبب تجديد نظر دشمن در برنامههايش مىگردد.
در سيره پيشوايان، روش عملى پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام بسيار خواندهايم افراد يا جمعيتهائى را كه مرتكب بدترين جنايات شدهاند، به نيكى پاسخ گفته و مشمول محبتشان ساختهاند، و همين سبب انقلاب و دگرگونى روحى و باز گشت آنها به طريق حق گرديده.
قرآن بارها- و از جمله در آيات فوق- اين امر را به عنوان يك اصل در مبارزه با بدىها به مسلمانان گوشزد مىكند، و حتى در آيه ٣٤ سوره «فصلت» مىگويد: «نتيجه اين كار آن خواهد شد كه دشمنان سرسخت، دوستان گرم و صميمى شوند» (فَاذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيْمٌ).
ولى ناگفته پيدا است اين دستور مخصوص مواردى است كه دشمن از آن سوء استفاده نكند، آن را دليل بر ضعف نشمارد، و بر جرأت و جسارتش افزوده نگردد.
و نيز مفهوم اين سخن هرگز سازشكارى، قبول و تسليم در برابر وسوسههاى دشمنان نيست، و شايد به همين دليل، بعد از بيان اين دستور در آيات فوق، بلافاصله به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داده شده است: از همزات و وسوسههاى شياطين و حضور آنها به خدا پناه ببرد.
***