تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
دلهائى سياه و تاريك دارند، دورنماى زندگى آنها شايد براى بعضى جالب باشد، اما از نزديك وحشتناك است؛ چرا كه نا آرامى حاصل از گناه و ترس از زوال نعمتها و مرگ، فكر آنها را همواره در اضطراب فرو مىبرد.
***
٢- «تراب» و «عظام»
«تراب» به معنى خاك و «عظام» به معنى استخوانها است، معمولًا بدن انسان نخست، تبديل به استخوانهاى پوسيده، سپس خاك مىشود، بنابراين، جاى اين سؤال باقى است كه: چرا در آيه فوق، تراب بر عظام مقدم داشته شده است؟.
اين تعبير، ممكن است اشاره به دو بخش مختلف بدن آدمى باشد، نخست، گوشتها فرو مىريزد و خاك مىشود، و استخوانها سالها بعد از آن باقى مىماند، سپس مىپوسد و از بين مىرود.
اين احتمال، نيز قابل توجه است كه «تراب» اشاره به نياكان بسيار قديم باشد كه همگى خاك شدند، و «عظام» اشاره به پدران كه استخوانهاى پوسيده آنها باقى است. «١»
***
٣- «غثاء» چيست؟
در آيات فوق خوانديم: «قوم ثمود» بر اثر صيحه آسمانى همچون «غثاء» گشتند.
«غثاء» در اصل به معنى گياهان خشكيدهاى است كه به صورت بسيار در هم ريخته بر روى سيلاب قرار دارد، همچنين به كفهائى كه روى ديگ در حال