تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
آوردن چهار شاهد ننموديد»؟ «لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ».
«اكنون كه چنين گواهانى را نياوردند آنها نزد خدا دروغگويانند» «فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ».
اين مؤاخذه و سرزنش نشان مىدهد: دستور اقامه شهود چهار گانه و همچنين حدّ قذف در صورت عدم آن، قبل از آيات «افك» نازل شده بود.
اما اين سؤال كه: چرا شخص پيامبر صلى الله عليه و آله اقدام به اجراى اين حدّ نكرد پاسخش روشن است؛ زيرا تا همكارى از ناحيه مردم نباشد، اقدام به چنين امرى ممكن نيست؛ زيرا پيوندهاى تعصب آميز قبيلهاى گاهى سبب مىشد كه مقاومتهاى منفى در برابر اجراى بعضى از احكام و لو به طور موقت ابراز شود، چنان كه طبق نقل تواريخ در اين حادثه چنين بود.
***
سر انجام، تمام اين سرزنشها را جمع بندى كرده، مىگويد: «اگر فضل و رحمت خدا در دنيا و آخرت شامل حال شما نبود، به خاطر اين كارى كه در آن وارد شديد عذاب عظيمى دامانتان را مىگرفت» «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِيما أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذابٌ عَظِيمٌ».
با توجه به اين كه: «أَفَضْتُم» از ماده «افاضه» به معنى خروج آب با كثرت و فزونى است، و نيز گاهى به معنى فرو رفتن در آب آمده است، از اين تعبير چنين بر مىآيد كه: شايعه اتهام مزبور آنچنان دامنه پيدا كرد كه مؤمنان را نيز در خود فرو برد!.
***
آيه بعد، در حقيقت توضيح و تبيين بحث گذشته است كه: چگونه آنها در اين گناه بزرگ بر اثر سهلانگارى غوطهور شدند، مىگويد: «به خاطر بياوريد