تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨
مىگويد: وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى: «پيامبر از روى هواى نفس سخن نمىگويد* آنچه مىگويد تنها وحى الهى است» «١» اين آيه با افسانه فوق چگونه سازگار است؟
رابعاً- آياتى كه بعد از ذكر نام بتها در اين سوره آمده، همه بيان مذمت بتها و زشتى و پستى آنها است و با صراحت مىگويد: اينها اوهامى است كه شما با پندارهاى بى اساس خود ساختهايد و هيچگونه كارى از آنها ساخته نيست (انْ هِىَ الَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آبائُكُمْ مَّا أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ انْ يَتَّبِعُونَ الَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جائَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى). «٢»
با اين مذمتهاى شديد چگونه ممكن است چند جمله قبل از آن، مدح بتها شده باشد؟.
به علاوه قرآن صريحاً يادآور شده كه خدا تمامى آن را از هر گونه تحريف، انحراف و تضييع حفظ مىكند چنان كه در آيه ٩ سوره «حجر» مىخوانيم: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».
خامساً- مبارزه پيامبر صلى الله عليه و آله با بت و بت پرستى يك مبارزه آشتى ناپذير، پىگير و بى وقفه از آغاز تا پايان عمر او است، پيغمبر صلى الله عليه و آله در عمل نشان داد هيچگونه مصالحه، سازش و انعطافى در مقابل بت و بت پرستى- حتى در سختترين حالات- نشان نمىدهد، چگونه ممكن است چنين الفاظى بر زبان مباركش جارى شود؟.
و سادساً- حتى آنها كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را از سوى خدا نمىدانند و مسلمان نيستند او را انسانى متفكر، آگاه و مدبر مىدانند كه در سايه تدبيرش به بزرگترين پيروزىها رسيد، آيا چنين كسى كه شعار اصليش «لا الهَ الَّا اللَّه» و مبارزه آشتى