تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧
ارتباط نزديكى با مسائل مربوط به حفظ عفت عمومى دارد، بيان شده است، و آن طرز ورود به خانههاى مردم، و چگونگى اجازه ورود گرفتن است.
نخست، مىگويد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در خانههائى كه غير از خانه شما است داخل نشويد، تا اين كه اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد» (و به اين ترتيب تصميم ورود خود را قبلًا به اطلاع آنها برسانيد و موافقت آنها را جلب نمائيد) «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها».
«اين براى شما بهتر است، شايد متذكر شويد» «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».
جالب اين كه: در اينجا جمله «تَسْتَأْنِسُوا» به كار رفته است نه «تَسْتَأْذِنُوا» زيرا جمله دوم، فقط اجازه گرفتن را بيان مىكند، در حالى كه جمله اول كه از ماده «انس» گرفته شده، اجازهاى توأم با محبت، لطف، آشنائى و صداقت را مىرساند، و نشان مىدهد: حتى اجازه گرفتن بايد كاملًا مؤدبانه، دوستانه و خالى از هر گونه خشونت باشد.
بنابراين، هر گاه اين جمله را بشكافيم، بسيارى از آداب مربوط به اين بحث در آن خلاصه شده است، مفهومش اين است: فرياد نكشيد، در را محكم نكوبيد با عبارات خشك و زننده اجازه نگيريد، و به هنگامى كه اجازه داده شد، بدون سلام وارد نشويد، سلامى كه نشانه صلح و صفا و پيام آور محبت و دوستى است.
قابل توجه اين كه: اين حكم را كه جنبه انسانى و عاطفى آن روشن است با دو جمله «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ» و «لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» همراه مىكند، كه خود دليلى بر آن است كه اين گونه احكام، ريشه در اعماق عواطف، عقل و شعور انسانى دارد