تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠
«همه اينها به خاطر آن است كه: اين حقيقت را براى شما آشكار سازيم كه ما بر هر كار قادر و توانا هستيم» «لِنُبَيِّنَ لَكُمْ».
«و جنينهائى را كه بخواهيم تا مدت معينى در رحم مادران قرار مىدهيم» تا دوران تكاملى خود را طى كنند، و آنچه را بخواهيم ساقط مىكنيم و از نيمه راه از مدار خارجش مىسازيم «وَ نُقِرُّ فِي الأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمّىً».
از آن پس يك دوران انقلابى جديد آغاز مىشود «و ما شما را به صورت طفل از شكم مادر بيرون مىفرستيم» «ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا».
به اين ترتيب، دوران زندگى محدود و وابسته شما در شكم مادر پايان مىپذيرد، و قدم به محيطى وسيعتر، مملوّ از نور و صفا و امكانات بسيار فزونتر مىگذاريد.
باز چرخهاى حركت تكاملى شما متوقف نمىشود، و همچنان سريع در اين راه به پيشروى ادامه مىدهيد «سپس هدف اين است كه به حد رشد و بلوغ و كمال جسم و عقل برسيد» «ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ».
در اينجا جهل تبديل به دانائى، و ضعف و ناتوانى تبديل به قدرت و توانائى، و وابستگى مبدل به استقلال مىشود.
ولى اين چرخ باز متوقف نمىگردد، هر چند «گروهى از شما در اين ميان از دنيا چشم فرو مىبندند اما گروه ديگرى سير نزولى حيات را بعد از تكامل شروع مىكنند، تا به بدترين مرحله زندگى يعنى نهايت پيرى برسند» «وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ».
آرى، به مرحلهاى مىرسد «كه چيزى از علوم خود را به خاطر نخواهد داشت» پردههاى نسيان و فراموشى صفحه عقل و فكر او را مىپوشاند، و در