تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
جمله مناسك حج- مىباشد كه انسان را به ياد خدا مىاندازد.
گر چه، بدون شك «مناسك حج» از جمله شعائرى است كه در اين آيه مقصود بوده است، مخصوصاً مسأله قربانى كه در آيه ٣٦ همين سوره، صريحاً جزء شعائر محسوب گرديده جزء آن است، ولى روشن است: با اين حال عموميت مفهوم آيه نسبت به تمام شعائر اسلامى به قوت خود باقى است و هيچگونه دليلى بر تخصيص آن به خصوص قربانى، يا همه مناسك حج، وجود ندارد، به خصوص اين كه: قرآن در مورد قربانى حج با ذكر كلمه «مِن» كه براى «تبعيض» است اين حقيقت را گوشزد كرده كه: قربانى يكى از آن شعائر است، همان گونه كه در مورد «صفا و مروه» نيز در آيه ١٥٨ سوره «بقره» مىخوانيم كه:
«آن هم از شعائر الهى است» (إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ).
كوتاه سخن اين كه: تمام آنچه در برنامههاى دينى وارد شده و انسان را به ياد خدا و عظمت آئين او مىاندازد، شعائر الهى است و بزرگداشت آن، نشانه تقواى دلها است.
اين نكته نيز، قابل توجه است كه: منظور از «بزرگداشت»- آنچنان كه بعضى از مفسران ظاهر بين گفتهاند- بزرگى جسمانى قربانى و مانند آن نيست، بلكه، حقيقت تعظيم، آن است كه: مقام و موقعيت اين شعائر را در افكار، اذهان، ظاهر و باطن بالا ببرند و آنچه درخور احترام و عظمت آنها است به جاى آورند.
ارتباط اين عمل با تقواى دلها نيز روشن است؛ زيرا علاوه بر اين كه «تعظيم» جزء عناوين قصديه است، بسيار مىشود كه افراد متظاهر، يا منافق تظاهر به تعظيم شعائر مىكنند، ولى چون از تقواى قلب آنها سرچشمه نمىگيرد، بى ارزش است تعظيم و بزرگداشت حقيقى از آن كسانى است كه تقواى دل دارند. و مىدانيم تقوا، روح پرهيزگارى و احساس مسئوليت در برابر