تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥
گاه سر چشمه امراض روانى مىگردد، مگر اعصاب انسان چقدر مىتواند بار هيجان را بر خود حمل كند؟.
مگر همه پزشكان روانى نمىگويند: هيجان مستمر عامل بيمارى است؟
مخصوصاً توجه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشهدارترين غريزه آدمى است، و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده، تا آنجا كه گفتهاند: «هيچ حادثه مهمى را پيدا نمىكنيد مگر اين كه پاى زنى در آن در ميان است»!.
آيا د امن زدن مستمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعلهور ساختن آن بازى با آتش نيست؟
آيا اين كار عاقلانهاى است؟
اسلام، مىخواهد مردان و زنان مسلمان، روحى آرام، اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند، و اين يكى از فلسفههاى حجاب است.
٢- آمارهاى قطعى و مستند، نشان مىدهد: با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است، چرا كه: «هر چه ديده بيند دل كند ياد» و هر چه «دل» در اينجا يعنى هوسهاى سركش بخواهد، به هر قيمتى باشد به دنبال آن مىرود، و به اين ترتيب هر روز دل، به دلبرى مىبندد و با ديگرى وداع مىگويد.
در محيطى كه حجاب است (و شرائط ديگر اسلامى رعايت مىشود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است.
ولى در «بازار آزاد برهنگى» كه عملًا زنان به صورت كالاى مشتركى (لااقل در مرحله غير آميزش جنسى) در آمدهاند، ديگر قداست پيمان زناشوئى