تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
چنان كه در آغاز سوره «حج» خوانديم: «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ».
اين احتمال در تفسير جمله «وَ لا يَتَسائَلُونَ» نيز وجود دارد كه: منظور اين است از يكديگر تقاضاى كمك نمىكنند؛ زيرا مىدانند اين تقاضا به هيچ وجه مفيد و مؤثر نيست.
بعضى از مفسران نيز گفتهاند: منظور از نفى سؤال، آن است كه از نسب هم نمىپرسند، و تأكيدى است بر جمله «فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُم».
البته تفسير اول، از همه روشنتر به نظر مىرسد، هر چند منافاتى در ميان آنها وجود ندارد، و ممكن است جمله فوق، اشاره به همه اين معانى باشد.
در اينجا سؤال معروفى در كلمات مفسران مطرح شده، و آن اين كه: از پارهاى از آيات قرآن به خوبى استفاده مىشود در روز قيامت، مردم از يكديگر سؤال مىكنند، مانند آيه ٢٧ سوره «صافات» كه در مورد مجرمان به هنگامى كه در آستانه دوزخ قرار مىگيرند مىگويد: وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ: «آنها رو به يكديگر نموده و سؤالهاى (سرزنش آميز) از يكديگر مىكنند».
و در همان سوره، آيه ٥٠ از بهشتيان سخن مىگويد كه به هنگام استقرار در بهشت، رو به سوى يكديگر مىكنند و از هم (درباره يارانى كه در دنيا داشتند و بر اثر انحراف از جاده حق به دوزخ رفتند) سؤال مىكنند (وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ).
نظير اين معنى در آيه ٢٥ سوره «طور» نيز آمده.
اكنون سؤال اين است: اين آيات چگونه با آيه مورد بحث كه مىگويد: در قيامت از يكديگر سؤال نمىكنند، سازگار مىباشد؟.