تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤
مستمندان و مهاجران در راه خدا قطع كنند» «وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبى وَ الْمَساكِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ».
اين تعبير، نشان مىدهد: جمعى از كسانى كه آلوده افك شدند، از مهاجران در راه خدا بودند كه فريب منافقان را خوردند، و خداوند به خاطر سابقه آنها اجازه نداد آنان را از جامعه اسلامى طرد كنند و تصميمهائى كه بيش از حدّ استحقاق باشد، درباره آنها بگيرند.
ضمناً، جمله «لا يَأْتَلِ» از ماده «الِيّة» (بر وزن عطيّه) به معنى سوگند ياد كردن و يا از ماده «أَلْو» (بر وزن دلو) به معنى كوتاهى كردن و ترك نمودن است، بنابراين، آيه طبق معنى اول، نهى از سوگند در قطع اين گونه كمكها مىكند. «١»
و بنابر معنى دوم، نهى از كوتاهى و ترك اين عمل مىنمايد.
سپس براى تشويق و ترغيب مسلمانان به ادامه اين گونه كارهاى خير، اضافه مىكند: «بايد عفو كنند و گذشت نمايند» «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا».
«آيا دوست نمىداريد خداوند شما را بيامرزد» «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ».
پس همان گونه كه شما انتظار عفو الهى را در برابر لغزشها داريد، بايد در مورد ديگران عفو و بخشش را فراموش نكنيد.
«و خداوند غفور و رحيم است» «وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ».
عجب اين كه از يكسو، با آن همه آيات كوبنده، «اصحاب افك» را شديداً محكوم مىكند، اما براى اين كه افراد افراطى از حدّ تجاوز نكنند، با سه جمله كه هر يك از ديگرى گيراتر و جذابتر است، احساساتشان را كنترل مىنمايد: