تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦
يك از آنها را هشتاد تازيانه بزنيد»! «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً».
و به دنبال اين مجازات شديد، دو حكم ديگر نيز اضافه مىكند:
«و هرگز شهادت آنها را نپذيريد» «وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً».
«و آنها فاسقانند» «وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ».
به اين ترتيب، نه تنها اين گونه افراد را تحت مجازات شديد قرار مىدهد، كه در دراز مدت نيز، سخن و شهادتشان را از ارزش و اعتبار مىاندازد، تا نتوانند حيثيت پاكان را لكهدار كنند، به علاوه داغ فسق بر پيشانيشان مىنهد و در جامعه رسوايشان مىكند.
اين سختگيرى در مورد حفظ حيثيت مردم پاكدامن، منحصر به اينجا نيست در بسيارى از تعليمات اسلام منعكس است، و همگى از ارزش فوق العادهاى كه اسلام براى حيثيت زن و مرد با ايمان و پاكدامن قائل شده است، حكايت مىكند.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ الإِيمَانُ مِنْ قَلْبِهِ كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ: «هنگامى كه مسلمانى برادر مسلمانش را به چيزى كه در او نيست متهم سازد، ايمان در قلب او ذوب مىشود، همانند نمك در آب»!. «١»
***
ولى از آنجا كه اسلام هرگز راه بازگشت را بر كسى نمىبندد، بلكه در هر فرصتى آلودگان را تشويق به پاكسازى خويش و جبران اشتباهات گذشته مىكند، در آيه بعد مىگويد: «مگر كسانى كه بعداً از اين عمل، توبه كنند و به اصلاح و جبران پردازند كه خداوند آنها را مشمول عفو و بخشش خود قرار مىدهد، خدا