تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
و از آنجا كه اين حادثه بسيار مهمى بود كه گروهى از مسلمانان آن را سبك و كوچك شمرده بودند، بار ديگر در آيه بعد، روى آن تكيه كرده، و موجى تازه از سرزنش بر آنها مىبارد، و تازيانهاى محكمتر بر روح آنها نواخته، مىگويد: «چرا هنگامى كه اين دروغ بزرگ را شنيديد، نگفتيد: ما مجاز نيستيم از اين سخن بگوئيم (چرا كه تهمتى است بدون دليل)، منزهى تو، اى پروردگار، اين بهتان بزرگى است»! «وَ لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهذا سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ».
در واقع قبلًا تنها به خاطر اين ملامت شده بودند كه: چرا با حسن ظن نسبت به كسانى كه مورد اتهام واقع شده بودند نگاه نكردند، اما در اينجا مىگويد: علاوه بر حسن ظن، شما مىبايست هرگز به خود اجازه ندهيد لب به چنين تهمتى بگشائيد، چه رسد كه عامل نشر آن شويد.
شما بايد از اين تهمت بزرگ غرق تعجب مىشديد، و به ياد پاكى و منزه بودن پروردگار مىافتاديد، و از اين كه: آلوده نشر چنين تهمتى شويد به خدا پناه مىبرديد.
اما مع الاسف، شما به سادگى و آسانى از كنار آن گذشتيد- سهل است- به آن نيز دامن زديد، و ناآگاهانه آلت دست منافقان توطئهگر و شايعهساز شديد.
در مورد اهميت گناه «شايعهسازى»، «انگيزهها» و «راه مبارزه با آن» و همچنين نكتههاى ديگر پيرامون اين موضوع در ذيل آيات آينده به خواست خدا بحث خواهيم كرد.
***