تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨
نيز بايد يكى باشد.
قابل توجه اين كه: در آيه اخير، براى «فائزون»، سه وصف ذكر شده است:
اطاعت خدا و پيامبر، خشيت، و تقوا.
بعضى از مفسران گفتهاند: اطاعت يك معنى كلى است و خشيت شاخه درونى آن، و تقوا شاخه بيرونى آن است، و به اين ترتيب، نخست، از اطاعت به طور كلى سخن گفته شده، سپس از شاخه درونى و بعد برونيش.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه: در روايتى در تفسير جمله «وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده: انَّ الْمَعْنِىَّ بِالآيَةِ أَمِيْرَالْمُؤْمِنِيْنَ (على) عليه السلام: «مقصود از اين آيه، على عليه السلام است». «١»
بدون شك، على عليه السلام بارزترين مصداق آيه است، و منظور از روايت فوق همين است و هرگز عموميت مفهوم آن از بين نمىرود.
***
لحن آيه بعد- و همچنين شان نزولى كه در بعضى از تفاسير در مورد آن وارد شده- نشان مىدهد: جمعى از منافقان بعد از نزول آيات قبل و ملامتهاى شديد آن از وضع خود سخت ناراحت شدند، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و شديداً سوگند ياد كردند كه ما تسليم فرمان توايم، قرآن در مقام پاسخ بر آمده و با قاطعيت به آنها گفت: «آنها با نهايت تأكيد سوگند ياد كردند كه اگر به آنها فرمان بدهى، از خانه و اموال خود بيرون مىروند (يا جان خود را بر كف گرفته به سوى ميدان جهاد گام بر مىدارند) بگو: سوگند لازم نيست، شما عملًا طاعت خالصانه و صادقانه نشان بدهيد كه خدا به آنچه عمل مىكنيد آگاه است» «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما