تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦
گوئى آنها دين و ايمان را به عنوان يك وسيله نيل به ماديات پذيرفتهاند كه:
اگر اين هدف تأمين شد، دين را حق مىدانند و گر نه بى اساس!.
«ابن عباس» و جمعى ديگر از مفسران پيشين، در شأن نزول اين آيه، چنين نقل كردهاند: گاهى گروهى از باديهنشينان خدمت پيامبر مىآمدند.
اگر حال جسمانى آنها خوب مىشد، اسب آنها بچه خوبى مىآورد، زن آنها پسر مىزائيد و اموال و چهار پايان آنان فزونى مىگرفت، خشنود مىشدند و به اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله عقيده پيدا مىكردند!.
اما اگر بيمار مىشدند، همسرشان دختر مىآورد و اموالشان رو به نقصان مىگذاشت، وسوسههاى شيطانى قلبشان را فرا مىگرفت و به آنها مىگفت: تمام اين بدبختىها به خاطر اين آئينى است كه پذيرفتهاى و آنها هم روى گردان مىشدند!. «١»
قابل توجه اين كه: قرآن در مورد روى آوردن دنيا به اين اشخاص، تعبير به «خير» مىكند، و در مورد پشت كردن دنيا تعبير به «فتنه» (وسيله آزمايش) نه «شرّ»، اشاره به اين كه: اين حوادث ناگوار، شرّ و بدى نيست، بلكه وسيلهاى است براى آزمايش.
و در پايان آيه اضافه مىكند: «و به اين ترتيب آنها هم دنيا را از دست دادهاند و هم آخرت را» «خَسِرَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةَ».
«و اين روشنترين خسران و زيان است كه انسان هم دينش بر باد رود و هم دنيايش» «ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ».