تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠
و بالاخره چهارمين و پنجمين موهبتى كه خدا به آنها ارزانى مىدارد و صرفاً جنبه روحانى دارد اين است كه: آنها «به سخنان پاكيزه هدايت مىشوند» «وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ».
سخنانى روح پرور، جملهها و الفاظى نشاط آفرين و كلماتى پر از صفا و معنويت كه روح را در مدارج كمال سير مىدهد، و جان و دل انسان را مىنوازد و پرورش مىدهد.
و همچنين «به سوى راه خداوند حميد و شايسته ستايش هدايت مىگردند» «وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ». «١»
راه شناسائى خدا و نزديك شدن معنوى و روحانى به قرب جوار او، راه عشق و عرفان.
آرى، خداوند مؤمنان را با هدايت كردن به سوى اين معانى، به آخرين درجه لذات روحانى سوق مىدهد.
در حديثى كه «على بن ابراهيم» مفسر معروف، در تفسير خود آورده است چنين مىخوانيم: منظور از «طَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ» توحيد و اخلاص است، و منظور از «صِراطِ الْحَمِيدِ» ولايت و قبول رهبرى رهبران الهى است (البته اين يكى از مصاديق روشن آيه است).
ضمناً، از تعبيرات مختلفى كه در آيات فوق، و همچنين در شأن نزول آنها وارد شده، چنين بر مىآيد كه آن عذابهاى سخت و سنگين براى گروه خاصى از كافران است كه به مخاصمه درباره پروردگار برمىخيزند، و براى گمراهى