تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣
تدريجاً به نور عادت كند، در حالى كه گوش چنين نيست، حتى به اعتقاد بعضى در عالم جنينى نيز قدرت شنوائى را دارد «١» و صداى قلب مادر را مىشنود.
در حقيقت، بيان مواهب سه گانه فوق، انگيزهاى است براى شناخت بخشنده اين مواهب كه او را به دنبال معرفت منعم اصلى مىفرستد (همان گونه كه علماى عقائد، بحث «شكر منعم» را پايهاى براى وجوب عقلى معرفة اللَّه دانستهاند).
***
سپس در آيه بعد، به يكى از مهمترين آيات پروردگار، يعنى خلقت انسان از اين زمين خاكى پرداخته، چنين مىگويد: «او كسى است كه شما را در زمين آفريد» «وَ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ». «٢»
و چون از زمين آفريده شدهايد باز به زمين باز مىگرديد و ديگر بار «برانگيخته شده به سوى او جمع و محشور مىشويد» «وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ».
و اگر در آفرينش خودتان از خاك بى ارزش، بينديشيد، كافى است كه هستى بخش را بشناسيد و نيز امكان مسأله معاد را در يابيد.
***
بعد از ذكر مسأله آفرينش انسان، به مسأله مرگ و حيات و آمد و شد شب و روز- كه از آيات بزرگ پروردگار است- پرداخته چنين مىگويد: «او كسى است كه زنده مىكند و مىميراند و آمد و شد شب و روز از آن او است، آيا انديشه نمىكنيد»؟! «وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ».