تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٩
او در جهان تكوين بود، در آيات مورد بحث سخن از آثار ايمان و بازتابهاى توحيد در زندگى انسان و تسليم او در برابر حق و حقيقت است.
نخست مىگويد: «ما آيات روشن و روشنگرى نازل كرديم» «لَقَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ مُبَيِّناتٍ».
آياتى كه دلها را به نور ايمان و توحيد روشن مىكند، افكار انسانها را نور و صفا مىبخشد و محيط تاريك زندگيشان را عوض مىكند.
البته وجود اين «آيات مبينات» زمينه را براى ايمان فراهم مىسازد، ولى نقش اصلى را هدايت الهى دارد؛ چرا كه «خدا هر كس را بخواهد به صراط مستقيم هدايت مىكند» «وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».
و مىدانيم: اراده خداوند و مشيت او بى حساب نيست، او نور هدايت را به دلهائى مىافكند كه آماده پذيرش آن هستند، يعنى مجاهده را آغاز كردهاند، و گامهائى به سوى او برداشتهاند.
***
آن گاه به عنوان مذمت از گروه منافقان، كه دم از ايمان مىزنند و ايمان در دل آنها پرتوافكن نيست، مىفرمايد: «مىگويند: به خدا و پيامبر ايمان آورديم و اطاعت مىكنيم، ولى بعد از اين ادعا، گروهى از آنها روى گردان مىشوند، آنها در حقيقت مؤمن نيستند» «وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ».
اين چگونه ايمانى است كه از زبانشان فراتر نمىرود؟ و پرتوش در اعمالشان ظاهر نمىگردد؟
***
بعد از آن به عنوان يك دليل روشن، براى بى ايمانى آنها مىفرمايد: