تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
جمعى ديگر پخش شد، آنها را احضار نفرمود، و حدّ الهى را در مورد آنها اجرا نكرد؟ (مگر اين كه گفته شود: آيه قذف و آيات مربوط به افك همه يك جا نازل شده و يا به تعبير ديگر، آن حكم نيز به تناسب اين موضوع تشريع گرديده كه در اين صورت اين ايراد منتفى مىشود ولى ايراد اول كاملًا به قوت خود باقى است). «١»
و اما در مورد شأن نزول دوم، مشكل از اين بيشتر است، چرا كه:
اولًا: مطابق اين شأن نزول، كسى كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر بيشتر نبود، در حالى كه آيات با صراحت مىگويد، گروهى در اين مسأله فعاليت داشتند، و شايعه را آنچنان پخش كردند كه تقريباً محيط را فرا گرفت، و لذا ضميرها در مورد عتاب و سرزنش مؤمنانى كه در اين مسأله درگير شدند، همه به صورت جمع آمده است، و اين، با شأن نزول دوم به هيچ وجه سازگار نيست.
ثانياً: اين سؤال باقى است كه: اگر «عايشه» مرتكب چنين تهمتى شده بود و بعداً خلاف آن ثابت گرديد، چرا پيامبر صلى الله عليه و آله حدّ تهمت بر او اجرا نكرد؟
ثالثاً: چگونه امكان دارد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تنها با شهادت يك زن حكم اعدام را در مورد يك متهم صادر كند، با اين كه رقابت در ميان زنان يك مرد عادى است، اين امر ايجاب مىكرد احتمال انحراف از حق و عدالت يا حداقل اشتباه و خطا در حق او بدهد.
به هر حال، آنچه براى ما مهم است اين شأن نزولها نيست، مهم آن است كه: بدانيم از مجموع آيات استفاده مىشود شخص بىگناهى را به هنگام نزول اين آيات متهم به عمل منافى عفت نموده بودند، و اين شايعه در جامعه پخش شده بود.