تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
معبودى براى شما نيست؛ آيا (با اين همه، از شرك) پرهيز نمىكنيد»؟!
٣٣- ولى اشرافيان (خود خواه) از قوم او كه كافر بودند، و ديدار آخرت را تكذيب مىكردند، و در زندگى دنيا به آنان ناز و نعمت داده بوديم، گفتند: «اين بشرى است مثل شما؛ از آنچه مىخوريد مىخورد؛ و از آنچه مىنوشيد مىنوشد! (پس چگونه مىتواند پيامبر باشد)؟!
٣٤- و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت كنيد، مسلماً زيانكاريد.
٣٥- آيا او به شما وعده مىدهد هنگامى كه مُرديد و خاك و استخوانهائى (پوسيده) شديد، بار ديگر (از قبرها) بيرون آورده مىشويد؟!
٣٦- هيهات، هيهات از اين وعدههائى كه به شما داده مىشود!
٣٧- مسلماً غير از اين زندگى دنياى ما، چيزى در كار نيست؛ پيوسته گروهى از ما مىميريم، و نسل ديگرى جاى ما را مىگيرد؛ و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد!
٣٨- او فقط مردى دروغگوست كه بر خدا افترا بسته؛ و ما هرگز به او ايمان نخواهيم آورد»!
٣٩- (پيامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تكذيبهاى آنان يارى كن»!
٤٠- (خداوند) فرمود: «به زودى از كار خود پشيمان خواهند شد؛ (اما زمانى كه ديگر سودى به حالشان ندارد)».
٤١- سرانجام صيحه آسمانى آنها را به حق فرو گرفت؛ و ما آنها را همچون خاشاكى بر سيلاب قرار داديم؛ دور باد قوم ستمگر (از رحمت خدا)!
تفسير:
سرنوشت غمانگيز يك قوم ديگر (قوم ثمود)
اين آيات، به بحث پيرامون اقوام ديگرى كه بعد از نوح عليه السلام بر سر كار آمدند