تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١
واقع حالتى شبيه حال كودكى به او دست مىدهد! «لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً».
اين ضعف، ناتوانى و پژمردگى دليل بر فرا رسيدن يك مرحله انتقالى جديد است، همان گونه كه سستى پيوند ميوه با درخت، دليل بر رسيدگى آن و وصول به مرحله جدائى است.
اين دگر گونىهاى عجيب و پى در پى كه حاكى از قدرت بى پايان پروردگار است روشنگر اين حقيقت است كه: همه چيز حتى احياى مردگان، براى او سهل و آسان است.
البته، در مورد اين مراحل مختلف حيات، بحثهاى فراوانى است كه در نكتهها خواهد آمد.
سپس، به بيان دليل دوم كه زندگى و حيات گياهان است پرداخته، مىگويد:
«در فصل زمستان به زمين نگاه مىكنى، آن را خشك و مرده مىبينى، اما هنگامى كه قطرههاى حياتبخش باران را بر آن فرو فرستاديم، و فصل بهار فرا رسيد، حركت و جنبشى سراسر آن را فرا مىگيرد، و نمو مىكند، و انواع گياهان زيبا را مىروياند» «وَ تَرَى الأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ». «١»
***
در دو آيه بعد، به عنوان جمع بندى و نتيجهگيرى كلى، هدف اصلى از بيان