تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦
خود مىگيرد، بى آن كه اعضاى مختلف بدن در آن مشخص باشد.
اما ناگهان در پوسته «جنين»، تغييراتى پيدا مىشود، و شكل آن متناسب با كارى كه بايد انجام دهد، تغيير مىيابد و اعضاى بدن كم كم ظاهر مىشود، اما جنينهائى كه از اين مرحله نگذرند، و همچنان به صورت سابق و يا ناقص بمانند، ساقط مىشوند، و از رده خارج مىگردند، جمله «مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ» ممكن است اشاره به اين مرحله باشد يعنى «كامل الخلقه» و «غير كامل الخلقه».
جالب اين كه: قرآن مجيد، بعد از ذكر اين چهار مرحله، جمله «لِنُبَيِّنَ لَكُمْ» را آورده است، اشاره به اين كه: اين دگرگونىهاى سريع و شگفتانگيز كه سبب مىشود يك قطره كوچك آب، به يك انسان كامل تبديل گردد، دليل روشنى است بر قدرت خداوند بر همه چيز.
سپس، به مراحل سه گانه پنجم و ششم و هفتم جنين كه بعد از تولد صورت مىگيرد، يعنى «طفوليت»، «بلوغ» و «پيرى» اشاره كرده است. «١»
اين نكته نيز لازم به ياد آورى است كه: تولد انسان از خاك به صورت يك موجود زنده، خود يك جهش بزرگ است، و مراحل گوناگون جنين، همه جهشهاى پى در پى محسوب مىشوند، و نيز تولد انسان از مادر، خود جهش بسيار مهمى است، و مراحل بلوغ و كهولت نيز جهش محسوب مىشوند.
تعبير قرآن در آيه بالا از «قيامت» به «بعث» گويا اشاره به همين مفهوم جهش باشد كه در رستاخيز نيز صورت مىگيرد.