تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
هيچگاه قطع نشده، مىفرمايد: «ما سپس رسولان خود را يكى بعد از ديگرى فرستاديم» «ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا».
«تَتْرا» از ماده «وتر» به معنى پى در پى در آمدن است، و «تواتر اخبار» به معنى خبرهائى است كه يكى بعد از ديگرى مىرسد، و از مجموعه آنها انسان يقين پيدا مىكند، اين ماده در اصل از «وتر» به معنى «زه كمان» گرفته شده است؛ چرا كه «زه» به كمان چسبيده و پشت سر آن قرار گرفته است و دو سر كمان را بههم نزديك مىكند. «١»
به هر حال، اين معلمان آسمانى يكى پس از ديگرى مىآمدند و مىرفتند، ولى اقوام سركش همچنان بر كفر و انكار خود باقى بودند، به طورى كه: «هر زمان رسولى براى هدايت امتى مىآمد او را تكذيب مىكردند» «كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ».
هنگامى كه اين كفر و تكذيب از حدّ گذشت، و به قدر كافى اتمام حجت شد «ما اين امتهاى سركش را يكى بعد از ديگرى هلاك نموديم و از صفحه روزگار محوشان كرديم» «فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً».
آنچنان نابود شدند كه تنها گفتگوئى از آنها در ميان مردم باقى ماند، آرى «ما آنها را احاديثى قرار داديم» «وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ».
اشاره به اين كه: گاه امتى منقرض مىشود اما نفرات و آثار چشمگيرى از آنها در گوشه و كنار به صورت پراكنده باقى مىماند، ولى گاه، چنان نابود مىشود كه جز اسمى از آنها بر صفحات تاريخ، يا در گفتگوهاى مردم باقى نمىماند و اين امتهاى سركش و طغيانگر از دسته دوم بودند. «٢»