تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧
٦٠ ذلِكَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ
٦١ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
٦٢ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
ترجمه:
٦٠- (آرى، مطلب) چنين است! و هر كس به همان مقدار كه به او ستم شده مجازات كند، سپس مورد تعدى قرار گيرد، خدا او را يارى خواهد كرد؛ يقيناً خداوند بخشنده و آمرزنده است!
٦١- اين (وعده نصرت الهى) به خاطر آن است (كه او بر هر چيز قادر است؛ خداوندى) كه شب را در روز، و روز را در شب داخل مىكند؛ و خداوند شنوا و بيناست!
٦٢- اين به خاطر آن است كه خداوند حق است؛ و آنچه را غير از او مىخوانند باطل است؛ و خداوند بلند مقام و بزرگ است!
شأن نزول:
در بعضى از روايات آمده است: جمعى از مشركان «مكّه» با مسلمانان روبرو شدند در حالى كه فقط دو شب به پايان ماه «محرم» باقى مانده بود، مشركان به يكديگر گفتند: ياران محمد صلى الله عليه و آله در ماه محرم دست به پيكار نمىزنند