تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧
تفسير:
گوشهاى ديگر از شگفتىهاى آفرينش
باز، در اين آيات، به گوشه ديگرى از شگفتىهاى آفرينش، علم و حكمت و عظمتى كه ماوراى آن نهفته است بر خورد مىكنيم كه همه، دلائل توحيد ذات پاك اويند.
باز، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىگويد: «آيا نديدى كه خداوند ابرهائى را به آرامى ميراند، سپس آنها را با هم پيوند مىدهد، و بعد متراكم مىسازد»؟! «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً».
«و در اين حال، دانههاى باران را مىبينى كه از لابلاى ابرها خارج مىشوند» و بر كوه، دشت، باغ و صحرا فرو مىبارند «فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ».
«يُزْجِى» از ماده «ازجاء» به معنى راندن با ملايمت است، راندنى كه براى رديف كردن موجودات پراكنده مىباشد، و اين تعبير، دقيقاً در مورد ابرها صادق است كه هر قطعهاى از آن از گوشهاى از درياها برمىخيزد، سپس دست قدرت پروردگار آنها را به سوى هم مىراند و پيوند مىدهد، و متراكم مىسازد.
«رُكام» (بر وزن غلام) به معنى اشيائى است كه روى هم متراكم شدهاند.
«وَدْق» (بر وزن شرق) به عقيده بسيارى از مفسران، به معنى دانههاى باران است كه از خلال ابرها بيرون مىآيد، ولى به گفته «راغب» در «مفردات» معنى ديگرى نيز دارد، و آن ذرات بسيار كوچكى از آب است كه به صورت غبار به هنگام نزول باران در فضا پراكنده مىشود، اما معنى اول، در اينجا مناسبتر است؛ زيرا آنچه بيشتر، نشانه عظمت پروردگار است همان دانههاى حياتبخش باران مىباشد، نه آن ذرات غبار مانند آب.
به علاوه در هر مورد كه قرآن مسأله ابرها و نزول بركات را از آسمان مطرح