تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
كه به خاطر شرائط خاص جوّ (هواى اطراف زمين) اين امر، به صورت ناگهانى انجام نمىگيرد، بلكه از آغاز طلوع فجر، اشعه آفتاب به طبقات بالاى هوا مىافتد و آهسته آهسته، به طبقات پائين منتقل مىشود، گوئى روز تدريجاً وارد شب مىگردد، و لشكر نور، بر سپاهيان ظلمت چيره مىشود، و به عكس هنگام غروب آفتاب، نخست نور از قشر پائين جوّ، برچيده مىشود و هوا كمى تار مىگردد و تدريجاً از طبقات بالاتر، تا آخرين شعاع خورشيد برچيده شود، و لشگر ظلمت همه جا را تسخير كند.
و اگر اين موضوع نبود، طلوع و غروب آفتاب در يك لحظه زود گذر، انجام مىگرفت و انتقال ناگهانى از شب به روز و از روز به شب، هم از نظر جسمى و روحى براى انسان زيانبار بود، و هم از نظر نظام اجتماعى، اين تغيير سريع و بىمقدمه، مشكلات فراوان به وجود مىآورد.
هيچ مانعى ندارد كه آيه فوق، اشاره به هر دو تفسير باشد.
و در پايان آيه، مىگويد: «خداوند سميع و بصير است» «وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ».
تقاضاى كمك مؤمنان را مىشنود، از حال و كار آنها آگاه است، و در موقع لزوم، لطفش به يارى آنها مىشتابد، همان گونه كه از اعمال و نيات دشمنان حق با خبر است.
***
آخرين آيه مورد بحث، در واقع دليلى است براى آنچه قبلًا گذشت، مىگويد: «اين به خاطر آن است كه: خداوند حق است، و آنچه را غير از او مىخوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ است» «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ».