تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
آيه بعد، چگونگى حال گروه تهمتزنندگان را در دادگاه بزرگ خدا مشخص كرده، مىگويد: «آنها عذاب عظيمى دارند، در آن روز كه زبانهاى آنها، دستها و پاهايشان بر ضد آنان به اعمالى كه مرتكب شدهاند، گواهى مىدهند» «يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ».
زبان آنها بى آن كه خودشان مايل باشند به گردش در مىآيد و حقائق را بازگو مىكند، اين مجرمان بعد از مشاهده دلائل و شواهد قطعى جرم، بر خلاف ميل باطنى خود صريحاً اقرار به گناه كرده، و همه چيز را فاش مىسازند؛ چرا كه جائى براى انكار نمىبينند.
دست و پاى آنها نيز به سخن در مىآيد، و حتى طبق آيات قرآن، پوست تن آنها سخن مىگويد، گوئى نوارهاى ضبط صوتى هستند كه همه صداهاى انسان را ضبط كرده و آثار گناهان در طول عمر، در آنها نقش بسته است، آرى، در آنجا كه يوم البروز و روز آشكار شدن همه پنهانىها است، ظاهر مىشوند.
و اگر مىبينيم در بعضى آيات قرآن، اشاره به روز قيامت، مىفرمايد: «امروز ما بر دهان آنها مُهر مىزنيم و دست و پايشان با ما سخن مىگويد» (الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ) «١»
منافاتى با آيه مورد بحث ندارد؛ چرا كه ممكن است در آغاز زبانها از كار بيفتد و ساير اعضا شهادت دهند، و هنگامى كه شهادت دست و پا حقائق را برملا كرد زبان به حركت در آيد، كه گفتنىها را بگويد و به گناهان اعتراف كند.
***
سپس مىگويد:
«در آن روز خداوند جزاى واقعى آنها را بى كم و كاست به آنها مىدهد»