تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
يعنى اگر درست بنگريد اينها تكاليف شاقى نيستند، بلكه، با فطرت پاك شما هماهنگ و سازگارند، و اصولًا، چون وسيله تكامل شما هستند و هر كدام فلسفه و منافع روشنى دارند كه عائد خودتان مىشود، در ذائقه جانتان تلخ نخواهند بود، بلكه كاملًا شيرين و گوارا هستند.
در سومين تعبير، مىگويد: «از اين گذشته اين همان آئين پدر شما ابراهيم است» «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ».
اطلاق «پدر» بر «ابراهيم» يا به خاطر آن است كه عربها و مسلمانان آن روز، غالباً از نسل «اسماعيل» بودند و يا به خاطر اين كه آنها همگى «ابراهيم» را بزرگ مىشمردند و از او به صورت يك پدر روحانى و معنوى احترام مىكردند، هر چند آئين پاك او با انواع خرافات آلوده شده بود.
سپس تعبير ديگرى در اين زمينه دارد مىگويد: «او شما را در كتب پيشين، مسلمان ناميد و همچنين در اين كتاب آسمانى» (قرآن) «هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا».
و مسلمان كسى است كه اين افتخار را دارد كه در برابر همه فرمانهاى الهى تسليم است.
در اين كه: مرجع ضمير «هُوَ» (او) چه كسى است در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى گفتهاند: «خدا» است، يعنى خدا هم در كتب پيشين و هم در قرآن شما را به اين نام افتخارآميز، ناميده است.
ولى بعضى ديگر آن را اشاره به «ابراهيم» مىدانند، چرا كه در آيه ١٢٨ سوره «بقره» مىخوانيم: ابراهيم پس از پايان بناى كعبه، از خداوند تقاضاهائى كرد، از جمله اين بود: رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ: