تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
نه تنها ما نبايد زير بار آنها برويم، بلكه آنها هميشه بايد بندگى ما كنند! آنها پيامبران را متهم به برترى جوئى و سلطهطلبى مىكردند در حالى كه خودشان بدترين سلطه جو بودند و آثار اين خوى زشت در اين گفتارشان به خوبى نمايان است.
***
به هر حال، با اين استدلالات واهى به مخالفت با حق بر خاستند «و موسى و هارون را تكذيب كردند و سرانجام همگى هلاك و نابود شدند و ملك و حكومتشان بر باد رفت» «فَكَذَّبُوهُما فَكانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ».
و سرانجام، به اين ترتيب دشمنان اصلى بنى اسرائيل كه سد راه دعوت موسى عليه السلام و هارون بودند از ميان رفتند، و دوران آموزش و تربيت الهى بنى اسرائيل فرا رسيد.
***
در همين مرحله بود كه خداوند «تورات» را بر موسى عليه السلام نازل كرد، و بنىاسرائيل را به انجام برنامههاى آن دعوت نمود، چنان كه در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد:
«ما به موسى كتاب آسمانى داديم تا بنى اسرائيل در سايه آن هدايت شوند» «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ».
قابل توجه اين كه: در آيات گذشته در مرحله مبارزه با فرعونيان سخن از موسى و برادرش هارون در ميان بود، و تمام ضميرها به صورت تثنيه آمده، ولى در اينجا كه سخن از نزول كتاب آسمانى است تنها از موسى بحث شده؛ زيرا او