تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
گر چه، در بعضى از روايات اسلامى، صراط مستقيم به ولايت على عليه السلام تفسير شده «١» ولى چنان كه بارها گفتهايم، اين گونه روايات بيان بعضى از مصداقهاى روشن است، و هيچ منافاتى با وجود مصاديق ديگر مانند قرآن، ايمان به مبدأ و معاد، تقوا، جهاد و عدل و داد ندارد.
***
و نتيجه طبيعى اين موضوع، همان است كه بدين صورت بازگو مىكند: «و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، به طور مسلّم از اين صراط منحرفند» «وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ».
«ناكب» از ماده «نكب» و «نكوب» به معنى انحراف از مسير است، و «نكبت دنيا»- در مقابل روى آوردن دنيا- به معنى انحراف و پشت كردن دنيا است.
روشن است: منظور از «صراط» در اين آيه، همان صراط مستقيم در آيه پيش از آن است.
اين نيز، مسلّم است كسى كه در اين جهان از صراط مستقيم حق منحرف گردد، در جهان ديگر هم از صراط بهشت، منحرف شده به دوزخ سقوط مىكند؛ چرا كه هر چه در آنجا است نتيجه مستقيم كارهاى اينجا است.
تكيه كردن روى عدم ايمان به آخرت، و ارتباط و پيوند آن با انحراف از طريق حق، به خاطر آن است كه انسان تا ايمان به معاد نداشته باشد، احساس مسئوليت نمىكند.
در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: انَّ اللَّهَ جَعَلَنا أَبْوابَهُ وَ صِراطَهُ وَ سَبِيْلَهُ وَ الْوَجْهُ الَّذِى يُؤْتِى مِنْهُ، فَمَنْ عَدَلَ عَنْ وِلايَتِنا أَوْ فَضَّلَ عَلَيْنا غَيْرَنا فَانَّهُمْ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ: