تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣
٩١ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
٩٢ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
ترجمه:
٩١- خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده؛ و معبود ديگرى با او نيست؛ كه اگر چنين مىشد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مىكردند و بعضى بر بعضى ديگر برترى مىجستند؛ منزه است خدا از آنچه آنان توصيف مىكنند!
٩٢- او داناى نهان و آشكار است؛ پس برتر است از آنچه براى او همتا قرار مىدهند!
تفسير:
شرك جهان را به تباهى مىكشد
در آيات گذشته بحثهائى در زمينه معاد، مالكيت، حاكميت و ربوبيت پروردگار بيان شد، آيات مورد بحث، به مسأله نفى شرك پرداخته، قسمتى از انحرافات مشركان را مطرح كرده، و به آن پاسخ مىگويد:
نخست مىفرمايد: «خداوند هرگز فرزندى براى خود برنگزيده است و معبود ديگرى با او نيست» «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ».
اعتقاد به وجود فرزند براى خدا، منحصر به مسيحيان نيست كه «عيسى» عليه السلام را فرزند حقيقى! او مىخوانند، اين اعتقاد براى مشركان نيز بود كه فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند، و شايد مسيحيان اين عقيده را از مشركين پيشين گرفته بودند.