تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧
تفسير:
دو گروه متخاصم در برابر هم!
در آيات گذشته، به گروه مؤمنان و طوائف مختلفى از كفار اشاره شده بود، و مخصوصاً آنها را به صورت شش گروه تقسيم نمود، در اينجا مىفرمايد: «اين دو دسته- مؤمنان و غير مؤمنان- درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند» «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ». «١»
طوائف پنجگانه كفار از يكسو، و مؤمنان راستين از سوى ديگر، و اگر درست دقت كنيم مىبينيم: اساس اختلافات همه اديان به اختلاف درباره ذات و صفات خدا باز مىگردد و نتيجه آن به مسأله نبوت و معاد كشيده مىشود.
بنابراين، لزومى ندارد ما در اينجا كلمه «دين» را در تقدير بگيريم و بگوئيم مخاصمه آنها در دين پروردگارشان است بلكه واقعاً ريشه اختلافات به اختلاف در توحيد باز مىگردد.
و اصولًا، تمام اديان تحريف يافته و باطل، به نوعى از شرك گرفتارند كه آثارش در همه عقائد آنها ظاهر مىشود.
پس از آن، چهار نوع مجازات براى كافرانى كه دانسته و آگاهانه، حق را انكار كردند بيان مىكند:
نخست از لباس آنها شروع كرده مىگويد: «كسانى كه كافر شدند لباسهائى از آتش براى آنها بريده مىشود» «فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ».
اين جمله، ممكن است اشاره به آن باشد كه: واقعاً قطعاتى از آتش به