تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥
اين تعبير، كاملًا صحيح است كه: انسان از خاك است.
مرحله دوم، مرحله «نطفه» است، خاك اين موجود ساده و پيش پا افتاده و خالى از حس و حركت و حيات، تبديل به نطفه مىشود، نطفهاى كه از موجودات زنده ذره بينى اسرارانگيزى تشكيل يافته كه در مرد «اسپرم» و در زن «اوول» ناميده مىشود، اين موجودات ذره بينى شناور، به قدرى كوچكند كه در نطفه يك مرد، ممكن است ميليونها «اسپرم» وجود داشته باشد!.
جالب اين كه: انسان بعد از تولد، معمولًا يك حركت آرام و تدريجى را كه بيشتر شكل «تكامل كمّى» دارد تعقيب مىكند، در حالى كه حركت او در محيط رحم همراه با جهشهاى سريع و دگرگون كننده كيفى است.
تحولات پى در پى و شگفتانگيز جنين در عالم رحم، به همان اندازه عجيب است كه فى المثل سنجاق كوچك سادهاى با گذشت چند ماه، تبديل به يك هواپيما گردد!.
امروز «جنين شناسى» به صورت يك علم گسترده در آمده، و دانشمندان اين علم موفق شدهاند جنين را در مراحل مختلف، مورد بررسى قرار داده، پرده از روى اسرار شگرف اين پديده اسرار آميز جهان هستى را بردارند و عجائب بسيارى درباره آن ارائه دهند.
در مرحله سوم، نطفه به مرحله «علقه» مىرسد و سلولهاى آن همچون يك دانه «توت» بدون شكل (به صورت يك قطعه خون بسته) در كنار هم قرار مىگيرند كه آن را در زبان علمى «مورولا» مىنامند.
بعد از گذشتن مدت كوتاهى حفره تقسيم، كه سر آغاز تقسيم نواحى جنين است پيدا مىشود (و جنين را در اين مرحله «لاستولا» مىنامند).
در مرحله چهارم، كم كم جنين، شكل يك قطعه گوشت جويده شده به