تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
تفسير:
نشانههاى خدا در صحنه هستى
در آيات گذشته، سخن از قدرت بى پايان خداوند و حقانيت او بود، در آيات مورد بحث، نشانههاى مختلفى از اين قدرت گسترده و حقانيت مطلقه را بيان مىكند.
نخست مىگويد: «آيا نديدى كه خداوند از آسمان آبى فرستاد و زمين خشكيده و مرده به واسطه آن سبز و خرم مىگردد»؟! «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الأَرْضُ مُخْضَرَّةً».
زمينى كه آثار حيات از او رخت بر بسته بود، و چهرهاى عبوس و زشت و تيره داشت با نزول قطرات حياتبخش باران، زنده شد، آثار حيات در آن نمايان گشت و لبخند زندگى در چهره او آشكار.
آرى «خداوندى كه به اين سادگى اين همه حيات و زندگى مىآفريند لطيف و خبير است» «إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ».
«لطيف» از ماده «لطف» به معنى كار بسيار ظريف و باريك است، و اگر به رحمتهاى خاص الهى، «لطف» گفته مىشود نيز به خاطر همين ظرافت آن است.
«خبير» به معنى كسى است كه از مسائل دقيق آگاه است.
لطيف بودن خدا ايجاب مىكند كه نطفههاى كوچك و كم ارزش گياهان را كه در درون بذرها در اعماق خاكها نهفته است پرورش دهد، و آنها را كه در نهايت ظرافت و لطافتند از اعماق خاك تيره بر خلاف قانون جاذبه، بيرون فرستد، و در معرض تابش آفتاب، و وزش نسيم قرار دهد، و سرانجام آن را به گياهى بارور، يا درختى تنومند تبديل كند.