تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
نُجُومِهِ الَّتِي لَمْ تَكُنْ تُرِيدُ أَنْ تَنْقُصَهُ مِنْهَا وَ لا تَزِيدُ فَوْقَ مَا فِي نَفْسِكَ». «١»
اشاره به اين كه: بعضى براى اين كه كلاه شرعى درست كنند و بگويند: ما طبق آيه فوق به بردگان خود كمك كردهايم و تخفيف دادهايم، مبلغ مال الكتابة را بيش از آنچه در نظر داشتند مىنوشتند، تا به هنگام تخفيف دادن درست همان مقدارى را كه مىخواستند بى كم و كاست دريافت دارند! امام صادق عليه السلام از اين كار نهى مىفرمايد و مىگويد: «بايد تخفيف از چيزى باشد كه واقعا در نظر داشته از او بگيرد»!.
در دنباله آيه، به يكى از اعمال بسيار زشت بعضى از دنيا پرستان در مورد بردگان اشاره كرده، مىفرمايد: «كنيزان خود را به خاطر تحصيل متاع زود گذر دنيا مجبور به خودفروشى نكنيد، اگر آنها مىخواهند پاك بمانند»! «وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا».
بعضى از مفسران در شأن نزول اين جمله گفتهاند: «عبداللَّه بن ابى شش كنيز داشت كه آنها را مجبور به كسب در آمد برايش او از طريق خودفروشى مىكرد! هنگامى كه حكم اسلام درباره مبارزه با اعمال منافى با عفت (در اين سوره) صادر شد، آنها به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و از اين ماجرا شكايت كردند آيه فوق نازل شد و از اين كار نهى كرد». «٢»
اين آيه نشان مىدهد: تا چه حدّ در عصر جاهليت، مردم گرفتار انحطاط و سقوط اخلاقى بودند كه حتى بعد از ظهور اسلام نيز بعضاً به كار خود ادامه