تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
عالمهاى بسيار و كرات، كواكب و سيارات بىشمارى است.
تعبير به «طبقه» هرگز نبايد افلاك بطلميوسى را كه همچون پوست پياز بر فراز يكديگر قرار داشتند، تداعى كند، و چنين تصور شود: قرآن بر اين فرضيه نادرست تكيه كرده، بلكه «طرائق و طبقات» اشاره به عوالمى است كه در فواصل مختلف از ما قرار دارند و نسبت به ما هر يك، فوق ديگرى است، بعضى دورتر و بعضى نزديكتر.
و اگر عدد «سبع» (هفت) را، عدد شمارش و تعداد بگيريم، مفهومش اين است، غير از اين عالمى كه شما مىبينيد (مجموعه ثوابت و سيارات و كهكشانها) شش عالم ديگر، ما فوق آن قرار دارد كه هنوز دست علم و دانش بشر به آن نرسيده است.
و هر گاه، به نقشه منظومه شمسى و قرار گرفتن سيارات مختلف برگرد آن درست دقت كنيم، تفسير ديگرى نيز براى اين آيه مىتوان يافت و آن اين كه: از اين نُه سياره كه گرد آفتاب مىگردند، دو سياره (عطارد و زهره) مدارشان زير مدار زمين است، در حالى كه شش سياره ديگر مدارشان بيرون مدار زمين و شبيه طبقاتى است كه يكى بر فراز ديگرى قرار گرفته و هنگامى كه مدار كره ماه را كه آن هم گرد زمين مىچرخد، بر آن بيفزائيم عدد هفت مدار (مسير) يا هفت طبقه تكميل مىگردد (دقت كنيد). «١»
و از آنجا كه تعدد عوالم و طرق آنها، ممكن است اين توهم را به وجود آورد كه آيا اين وسعت و عظمت عالم موجب نخواهد شد آفريدگار از آنها غافل گردد، در پايان آيه بلا فاصله مىفرمايد: «ما هرگز از آفرينش خود غافل نبوده و